رسا جون رسا جون ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

نازدار من و بابایی

پایان شش ماهگی

   پسر گلم شش ماهگیت مبارک خدا رو شکر    وارد ماه هفتم شدیم هوووووورررررااااا...    سلام رسا قلقلی من تو دل مامان حسابی شیطونی میکنی و قل میخوری اینور و اونور من حسابی ذوق میکنم  نفس من       راستی با مامانی و خاله جون رفتیم یکم برات خرید کردیم سر فرصت عکساشو   برات میزارم این خونمون یک خوابه هست فعلا اتاقمون مشترکه بابا جون با   کمک مامانی اتاق و رنگ کردن حسابی خوشگل شده و فقط جای تو خالیه   پسر خوشگل م بابا خیلی مواظبمون هست و زحمت میکشه نمیذاره آب تو   دلمون تکون بخوره روزشماری میکنه بر...
1 ارديبهشت 1393

خاطرات جنین...

    شروع   تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی مشترکم را شروع کردم و فعلا برای مسکن، رحم را برای چند ماه اجاره کردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه!!!!!!!! اظهار وجود   هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد.     زندان گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرد...
20 فروردين 1393

پسر پسر قند عسل...

    بالاخره روزی که منتظرش بودیم رسید 92/12/25 معلوم شد که شما پسملی هستی     وای از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم فقط خدا رو شکر میکردم   بابایی هم دقیقا اینجوری بود       اولین بار بود که میدیدت   الهی قربونت برم بی صبرانه منتظر دیدنت هستیم   خدا رو شکر  تو سونو همه چی طبیعی بود و وزن شما هم 220 گرم بود فنچول من     اینم عکس نازدار من تو رو خدا دستشو ببینید چیکار کرده    ...
9 فروردين 1393

نازدار بزرگ میشود...

      عزیز دلم روز 92/11/5 که رفتیم سونو تو این شکلی شده بودی قربونت برم               شما 12 هفته بودی هزارماشاا... ضربان قلبت هم 165 بود دورت بگردم   اما معلوم نشد شما دخملی یا پسملی هستی مهم اینه که سالمی   یه آزمایش هم انجام دادیم که خدا رو شکر همه چی خوب بود         ...
13 اسفند 1392

بهترین ملودی زندگی

      سلام عشقم بالاخره روزی که منتظرش بودم رسید  92/10/3 با بابایی رفتیم سونو خانم دکتر گفت مبارکه و قلب کوچولوی شما رو به ما نشون داد شما 8 هفته و 3 روزت بود فنچول من   من وبابایی خدا رو شکر کردیم و اینجوری بودیم   اون لحظه به یاد همه خاله های نینی سایتی بودم و از خدا خواستم زودتر این لحظه رو تجربه کنن   اینم عکس قلب اوچولو نازدار من :             ...
11 اسفند 1392